روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )
162
سفرنامه كلاويخو ( فارسى )
دژى بسازند يا بخرند . آنان مىتوانند بهر مقدار كه خواسته باشند كالا بخرند و صادر كنند و به ميهن خويش بفرستند ، اين از حقوق ايشانست . اما اگر خواسته باشند دژى بسازند آنوقت ممكن است بخواهند اين دژ و تكه زمينى كه دژ را بر آن ساختهاند ، با خود ببرند و به خارج از قلمرو او انتقال دهند . بازرگانان ژن چون اين سخن را شنيدند بمكابره و جوابگوئى با فرستادهء سلطان برخاستند و چون خبر به سلطان اويس رسيد فرمان داد تا سر همهء آنان را از تن جدا كنند . ازين كوه كه در سمت راست است رودخانهاى بسوى جنوب جارى است كه همهء آب آن در شهر به مصرف آبيارى ميرسد . بسيارى از نهرهايى كه از آن رودخانه منشعب شدهاند از ميدانها و خيابانها جارى ميگردد . در سراسر شهر خيابانهاى پهن و ميدانهاى وسيع هست كه در پيرامون آنها ساختمانهاى بزرگ ديده مىشود و در آنها به ميدانها باز مىشود . كاروانسراها نيز چنين است و در آنها دستگاههاى مجزا و دكانها و دفترها ساختهاند كه از آنها استفادههاى گوناگون مىكنند . چون ازين كاروانسراها خارج شويم بخيابانها و بازارهايى ميرسيم كه در آنها همه گونه كالا فروخته مىشود . در بازار پارچههاى ابريشم و پنبه و تافته و ابريشم خام و جواهرات و همه گونه ظروف ميتوان يافت . در واقع گروه كثيرى بازرگان و مقادير بسيارى كالا درين شهر وجود دارد . بنابرين مثلا در بعضى از كاروانسراها كه در آنها وسايل و لوازم آرايش و عطريات زنان فروخته مىشود ، زنان به دكانها و حجرههاى آنان ميآيند تا از آنها بخرند . زيرا اين زنان عطر و روغن بسيار به كار مىبرند . جامهء زنان در خيابان عبارتست از پارچهء سفيدى كه سراپاى آنها را ميپوشاند و نقابى از موى اسب كه بر چهره مىافكنند تا هيچكس آنان را نشناسد . در سراسر تبريز ساختمانهاى زيبا و مساجد بسيار ديده مىشود مخصوصا مساجد با كاشيهاى آبى و طلايى آراسته شدهاند . درين مساجد كاسههاى بلورين ( براى چراغ ) هست كه نظير آنها را در سرزمين تركيه ديديم .